قاعده ي جبهه ي موج اول
درزندگي روزمره، صدايي كه از يك منبع مي آيد از طرق مختلف به گوش مي رسد. بعضي از آنها مستقيما به گوش مي رسند اما تعداد بسيار زيادي قيمت سمعك ممكن است تنها بعد از انعكاس از يك يا چندين سطح ديگر به گوش برسند. اما، شنوندگان غالبا از اين انعكاس ها آگاه نيستند و اين انعكاس ها تاثير بسزايي در محلي سازي صداها ندارند. دليل اين كار به نظر مي رسد در پديده اي به نام "قاعده ي جبهه ي موج اول" باشد. وقتي چندين صدا به طور پي در پي به گوش مي رسند ( صداي اصلي و انعكاس هاي آن) صداها هنگام درك به صورت يك تك صوت شنيده مي شوند ( سركوب اكو) و مكان تمام صداها توسط مكان صداي اوليه (مستقيم) تعيين مي شود. بنابراين، اين انعكاس تاثير كمتري در درك جهت صدا دارند. علاوه بر اين، آگاهي متري نسبت به انعكاس ها وجود دارد اگرچه ممكن است كيفيت و بلندي صدا تغيير كنند. قاعده ي جبهه موج اول تنها براي صداهايي كه ناپيوسته و گذرا هستند رخ مي دهد مثل سخنراني يا موسيقي. اگر سطح اين صداها 10 دسيبل يا بيشتر باشد ، اين صداها را مي توان مورد تحزيه و تحليل قرار داد. اما، در شرايط عادي، اين قاعده در مواقعي كه انعكاس ها زياد هستند، نقش مهمي در محلي سازي و تشخيص صداها ايفا مي كند.
تحليل شنوايي صحنه
به ندرت اتفاق مي افتد كه صدايي كه به گوشمان مي رسد تنها از يك منبع بيايد. غالبا، صدا از چندين منبع مختلف نشئت مي گيرد. اما، ما قادر هستيم تا تركيب صدا ها را تجزيه كرده و هر صدا را جداگانه درك كنيم. شيء شنوايي مي تواند به صورت مفهومي از عناصر صوتي چندگانه در يك كلّ منسجم كه از يك منبع سرچشمه ميگيرند تعريف گردد. همانطور كه قبلا بحث شد، سيستم شنوايي محيطي به صورت يك تحليل گر فركانس عمل ميكند و اجزاء فركانس هاي مختلف را از هم جدا مي كند. در قسمتي از مغز، بازنمودهاي دروني اين اجزاء بايد به منابع مناسب خودشان اختصاص داده شوند. اگر ورودي از دو منبع آ و ب بيايد، اجزاء فركانس بايد به دو گروه تقسيم شوند. عناصري كه از منبع آ مي آيد بايد به يك منبع اختصاص داده شوند و عناصر منبع ب هم بايد از جايي ديگر بيايند. فرآيند انجام اين كار را گروه بندي ادراكي مي گويند. نام ديگر اين فرآيند تحليل شنوايي صحنه است. فرآيند جداكردن عناصري كه از دو يا چندين منبع مي آيند، تفكيك نيز ناميده مي شود.
قاعده ي جبهه ي موج اول
درزندگي روزمره، صدايي كه از يك منبع مي آيد از طرق مختلف به گوش مي رسد. بعضي از آنها مستقيما به گوش مي رسند اما تعداد بسيار زيادي قيمت سمعك ممكن است تنها بعد از انعكاس از يك يا چندين سطح ديگر به گوش برسند. اما، شنوندگان غالبا از اين انعكاس ها آگاه نيستند و اين انعكاس ها تاثير بسزايي در محلي سازي صداها ندارند. دليل اين كار به نظر مي رسد در پديده اي به نام "قاعده ي جبهه ي موج اول" باشد. وقتي چندين صدا به طور پي در پي به گوش مي رسند ( صداي اصلي و انعكاس هاي آن) صداها هنگام درك به صورت يك تك صوت شنيده مي شوند ( سركوب اكو) و مكان تمام صداها توسط مكان صداي اوليه (مستقيم) تعيين مي شود. بنابراين، اين انعكاس تاثير كمتري در درك جهت صدا دارند. علاوه بر اين، آگاهي متري نسبت به انعكاس ها وجود دارد اگرچه ممكن است كيفيت و بلندي صدا تغيير كنند. قاعده ي جبهه موج اول تنها براي صداهايي كه ناپيوسته و گذرا هستند رخ مي دهد مثل سخنراني يا موسيقي. اگر سطح اين صداها 10 دسيبل يا بيشتر باشد ، اين صداها را مي توان مورد تحزيه و تحليل قرار داد. اما، در شرايط عادي، اين قاعده در مواقعي كه انعكاس ها زياد هستند، نقش مهمي در محلي سازي و تشخيص صداها ايفا مي كند.
تحليل شنوايي صحنه
به ندرت اتفاق مي افتد كه صدايي كه به گوشمان مي رسد تنها از يك منبع بيايد. غالبا، صدا از چندين منبع مختلف نشئت مي گيرد. اما، ما قادر هستيم تا تركيب صدا ها را تجزيه كرده و هر صدا را جداگانه درك كنيم. شيء شنوايي مي تواند به صورت مفهومي از عناصر صوتي چندگانه در يك كلّ منسجم كه از يك منبع سرچشمه ميگيرند تعريف گردد. همانطور كه قبلا بحث شد، سيستم شنوايي محيطي به صورت يك تحليل گر فركانس عمل ميكند و اجزاء فركانس هاي مختلف را از هم جدا مي كند. در قسمتي از مغز، بازنمودهاي دروني اين اجزاء بايد به منابع مناسب خودشان اختصاص داده شوند. اگر ورودي از دو منبع آ و ب بيايد، اجزاء فركانس بايد به دو گروه تقسيم شوند. عناصري كه از منبع آ مي آيد بايد به يك منبع اختصاص داده شوند و عناصر منبع ب هم بايد از جايي ديگر بيايند. فرآيند انجام اين كار را گروه بندي ادراكي مي گويند. نام ديگر اين فرآيند تحليل شنوايي صحنه است. فرآيند جداكردن عناصري كه از دو يا چندين منبع مي آيند، تفكيك نيز ناميده مي شود.

راجع به تاتو خط لب طبیعی