loading...

تجويز انواع سمعك

افزايش شنوايي و بهبود افت شنوايي با استفاده از سمعك

بازدید : 407
يکشنبه 22 تير 1399 زمان : 12:19

توجه اندكي به تاثير افزايش سن بر AMLR شده است.

گزارش تحقيق: AMLR 12 فردجوان (20 تا 40 ساله) با جديدترين سمعك 12 فرد مسن (60 تا 80 سال) مقايسه شد. محرك از نوع كليك انبساطي با نسبت تكرار = sec / محرك 13 در شدت dBSL 60 تا 50 (بالاتر از آستانه شنوايي تك گوشي و دو گوشي) است. تعداد زن و مرد در هر گروه مساوي است. نتيجه: نهفتگي Pa در گروه مسن‌تر، به مقدار (ميانگين) 2.3ms طولاني‌تر از گروه جوان است. تفاوت دامنه Pa جالب تر است.

موج Na در AMLR، مولفه پايدارتري است و ممكن است حتي در غياب Pa نيز مشاهده گردد. دامنه Pa، از نوزادي تا اواخر كودكي بطور ثابت افزايش سمعك پشت گوشي مي يابد، و سپس با همان الگويي كه در مورد ABR ديده مي شود، با افزايش سن، دامنه Pa كاهش پيدا مي كند. يافته هاي AMLR در كودكان كمتر از 8 تا 10 سال بايد با نهايت دقت تفسير شود. علاوه بر تاثير بالقوه سن بر AMLR ساير ويژگي هاي فردي غيرپاتولوژيك را كه ممكن است بر پاسخها موثر باشند بايد در نظر گرفت (مثل وضعيت هوشياري، استفاده از آرام بخش ها و داروها).

Grillon و ديگران در سال 1989 در Journal of Autism and developmental disorders مطالعه ABR و AMLR را در هشت شخص بدون عقب‌ماندگي مبتلا به اوتيسم دوران نوزادي (متوسط سن 23 سال)، هشت شخص مبتلا به اختلال زبان رشدي دركي (متوسط سن 16 سال) و گروه كنترل طبيعي منتشر كردند. تفاوتي بين گروه‌ها براي ABR يا AMLR يافت نشد. مطالعات ديگر ABR در بيماران مبتلا به اوتيسم توسط Gillberg و همكارانش در سال 1983 و Skoff و همكارانش در سال 1980 گزارش شد. تفاوت بين مطالعات ABR در بيماران اوتيسم احتمالاً ناشي از تعاريف متعدد اوتيسم و ويژگي‌هاي شخصي (مثلاً سن، جنسيت) تعداد نسبتاً محدود اشخاص و همكاري نامناسب شخص است. (حداقل بخشي از آن) در جامع‌ترين بررسي ABR در اوتيسم، Rosenhall و همكارانش در سال 2003 اطلاعات را در طي يك دورة 12 ساله از 101 كودك و نوجوان انتخاب شده از بين 153 فرد بر اساس حساسيت شنوايي طبيعي جمع آوري كردند.

Lues (سيفليس):

اين بيماري يك عفونت مزمن است كه توسط ميكروارگانيسم Treponema palidum (يك spirochete) ايجاد مي‌شود. اين بيماري مادرزادي يا اكتسابي است. سيفليس مادرزادي ناشي از عفونت جنين در طي حاملگي است. يافته‌هاي باليني معمول سيفليس عصبي (neurosyhpilis) ]فلج [tabesdorsalis (يك نوع نوروسيفليس)، هذيان، قضاوت ضعيف، عملكرد بد زباني و حركتي، درد در ناحيه تنه، آتروفي بينايي عمده ،Argyll Robertson Pupils در حال حاضر ناشايع هستند. در سيفليس مادرزادي نشانه‌ها در دوران نوزادي شروع مي‌شوند و شديدتر هستند و ممكن است منجر به مرگ كودك شوند.

بيماري :Tay-Sachs

به صورت اتوزومال مغلوب به ارث مي‌رسد و شايع‌ترين بيماري ذخيره‌اي ليپيد در بچه‌ها است. اين بيماري همچنين به عنوان گانگليوزيدوز (بيماري‌هاي ذخيره اي ليزوزومي) دوران نوزادي شناخته شده است. در واقع بيماري Tay-Sachs دو نوع است. نوع نوزاي آن شايع‌تر است.

اطلاعات حاصل از ABR مي‌تواند براي تخمين ميزان آسيب شنوايي انتقالي استفاده شود. حساسيت زمان نهفتگي غير طبيعي موج I درمقابل موج V در كشف OME ، 82 درصد در مقابل 100 درصد بود. ويژگي زمان نهفتگي طبيعي ABR براي موج I در مقابل موج Vدر مورد پيش بيني صحيح عدم وجودOME، 100 درصد در مقابل 25 درصد بود. بنابراين موج I كمتر حساس است (نسبت به تشخيص OME ) اما به طور كلي نشانه بهتري از وجود OME مي‌باشد. موج V تمايل دارد حتي در بچه‌هاي بدون OME به طور غيرطبيعي داراي تاخير باشد. در 5 گوش از 28 گوش (18 درصد) موج I كشف نشد. تغييرپذيري وابسته به سن در موج V در مقابل موج Iبه عنوان توضيحي براي اين يافته در نظر گرفته شد. پيچيده شدن احتمالي اثرات عملكرد بد شنيداري ساقه مغز در بچه‌هاي كم سن و سال تر همراه با اوتيت مديا مي‌تواند در مقابل اعتماد باليني بر موج V بحث شود.

كاهش شنوايي انتقالي سطح صوت رسيده به حلزون را كاهش مي‌دهد.

بيشتر پاتولوژي‌هاي گوش مياني كاهش شنوايي نمايندگي سمعك سونيك شتري در فركانس‌هاي پايين نسبت به فركانس‌هاي بالا ايجاد مي كنند .

منبع:

http://tajvizsamak.monoblog.ir/

توجه اندكي به تاثير افزايش سن بر AMLR شده است.

گزارش تحقيق: AMLR 12 فردجوان (20 تا 40 ساله) با جديدترين سمعك 12 فرد مسن (60 تا 80 سال) مقايسه شد. محرك از نوع كليك انبساطي با نسبت تكرار = sec / محرك 13 در شدت dBSL 60 تا 50 (بالاتر از آستانه شنوايي تك گوشي و دو گوشي) است. تعداد زن و مرد در هر گروه مساوي است. نتيجه: نهفتگي Pa در گروه مسن‌تر، به مقدار (ميانگين) 2.3ms طولاني‌تر از گروه جوان است. تفاوت دامنه Pa جالب تر است.

موج Na در AMLR، مولفه پايدارتري است و ممكن است حتي در غياب Pa نيز مشاهده گردد. دامنه Pa، از نوزادي تا اواخر كودكي بطور ثابت افزايش سمعك پشت گوشي مي يابد، و سپس با همان الگويي كه در مورد ABR ديده مي شود، با افزايش سن، دامنه Pa كاهش پيدا مي كند. يافته هاي AMLR در كودكان كمتر از 8 تا 10 سال بايد با نهايت دقت تفسير شود. علاوه بر تاثير بالقوه سن بر AMLR ساير ويژگي هاي فردي غيرپاتولوژيك را كه ممكن است بر پاسخها موثر باشند بايد در نظر گرفت (مثل وضعيت هوشياري، استفاده از آرام بخش ها و داروها).

Grillon و ديگران در سال 1989 در Journal of Autism and developmental disorders مطالعه ABR و AMLR را در هشت شخص بدون عقب‌ماندگي مبتلا به اوتيسم دوران نوزادي (متوسط سن 23 سال)، هشت شخص مبتلا به اختلال زبان رشدي دركي (متوسط سن 16 سال) و گروه كنترل طبيعي منتشر كردند. تفاوتي بين گروه‌ها براي ABR يا AMLR يافت نشد. مطالعات ديگر ABR در بيماران مبتلا به اوتيسم توسط Gillberg و همكارانش در سال 1983 و Skoff و همكارانش در سال 1980 گزارش شد. تفاوت بين مطالعات ABR در بيماران اوتيسم احتمالاً ناشي از تعاريف متعدد اوتيسم و ويژگي‌هاي شخصي (مثلاً سن، جنسيت) تعداد نسبتاً محدود اشخاص و همكاري نامناسب شخص است. (حداقل بخشي از آن) در جامع‌ترين بررسي ABR در اوتيسم، Rosenhall و همكارانش در سال 2003 اطلاعات را در طي يك دورة 12 ساله از 101 كودك و نوجوان انتخاب شده از بين 153 فرد بر اساس حساسيت شنوايي طبيعي جمع آوري كردند.

Lues (سيفليس):

اين بيماري يك عفونت مزمن است كه توسط ميكروارگانيسم Treponema palidum (يك spirochete) ايجاد مي‌شود. اين بيماري مادرزادي يا اكتسابي است. سيفليس مادرزادي ناشي از عفونت جنين در طي حاملگي است. يافته‌هاي باليني معمول سيفليس عصبي (neurosyhpilis) ]فلج [tabesdorsalis (يك نوع نوروسيفليس)، هذيان، قضاوت ضعيف، عملكرد بد زباني و حركتي، درد در ناحيه تنه، آتروفي بينايي عمده ،Argyll Robertson Pupils در حال حاضر ناشايع هستند. در سيفليس مادرزادي نشانه‌ها در دوران نوزادي شروع مي‌شوند و شديدتر هستند و ممكن است منجر به مرگ كودك شوند.

بيماري :Tay-Sachs

به صورت اتوزومال مغلوب به ارث مي‌رسد و شايع‌ترين بيماري ذخيره‌اي ليپيد در بچه‌ها است. اين بيماري همچنين به عنوان گانگليوزيدوز (بيماري‌هاي ذخيره اي ليزوزومي) دوران نوزادي شناخته شده است. در واقع بيماري Tay-Sachs دو نوع است. نوع نوزاي آن شايع‌تر است.

اطلاعات حاصل از ABR مي‌تواند براي تخمين ميزان آسيب شنوايي انتقالي استفاده شود. حساسيت زمان نهفتگي غير طبيعي موج I درمقابل موج V در كشف OME ، 82 درصد در مقابل 100 درصد بود. ويژگي زمان نهفتگي طبيعي ABR براي موج I در مقابل موج Vدر مورد پيش بيني صحيح عدم وجودOME، 100 درصد در مقابل 25 درصد بود. بنابراين موج I كمتر حساس است (نسبت به تشخيص OME ) اما به طور كلي نشانه بهتري از وجود OME مي‌باشد. موج V تمايل دارد حتي در بچه‌هاي بدون OME به طور غيرطبيعي داراي تاخير باشد. در 5 گوش از 28 گوش (18 درصد) موج I كشف نشد. تغييرپذيري وابسته به سن در موج V در مقابل موج Iبه عنوان توضيحي براي اين يافته در نظر گرفته شد. پيچيده شدن احتمالي اثرات عملكرد بد شنيداري ساقه مغز در بچه‌هاي كم سن و سال تر همراه با اوتيت مديا مي‌تواند در مقابل اعتماد باليني بر موج V بحث شود.

كاهش شنوايي انتقالي سطح صوت رسيده به حلزون را كاهش مي‌دهد.

بيشتر پاتولوژي‌هاي گوش مياني كاهش شنوايي نمايندگي سمعك سونيك شتري در فركانس‌هاي پايين نسبت به فركانس‌هاي بالا ايجاد مي كنند .

منبع:

http://tajvizsamak.monoblog.ir/

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 3

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 97
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 143
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 55
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 200
  • بازدید ماه : 200
  • بازدید سال : 439
  • بازدید کلی : 1986831
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی