زمان نهفتگي موج I در تحريك Rarefaction و condensation با يكديگر تفاوت كمي دارد.
هنگام استفاده از پولاريته alternating ( كه در آن از نظر تئوري هر پولاريته منجر به پاسخ معـدلگيري شده مي شود ) قله داراي زمان نهفتگي كوتاهتر در موج I دو شاخه توسط يك پولاريته ( بيشتر rarefaction ) توليد مي شود. در حالي كه دومين قله توسط پولاريته مخالف ( معمولا condensation ) توليد مي شود.
موج III دو شاخه در تحقيقي در 5.8 % از افراد مشاهده شده است.
ابهامات موجود در شناسايي صحيح قله موج V شامل موارد زير هستند.
پيوند بين موج IV-V
تركيب موج V كاهش يافته به اضافه موج VI برجسته
موج V چند قله اي. معمولا در اين حالت دو يا تعداد بيشتري قله هاي مجزا بر روي يك موج پهن در داخل زمان نهفتگي مورد انتظار براي موج V سوار مي شوند. نمايندگي سمعك سونيك مشكلي كه وجود دارد اين است كه انتخاب يكي از اين قله ها به عنوام موج V منجر به تفسير صحيح و انتخاب يك قله ديگر منجر به تفسير اشتباه مي شود. اولين مرحله در حل اين معضل استفاده از يك معيار آناليز ثابت است. به عنوان مثال اگر روش مرسوم براي آناليز موج V محاسبه زمان نهفتگي از نقطه شانه مقدم بر شيب منفي بزرگ است، بنابراين اين معيار بايد در آناليز جزء چند قله اي به كار رود. اولين مرحله در آناليز شكل موج به دست آوردن اشكال موجي تكرارپذير است. اغلب دستكاري پارامترهاي ثبت و محرك براي شناسايي موج V واقعي مفيد هستند.
يك نوسان طبيعي در مورفولوژي پاسخ شنيداري ساقه مغز، وجود موج VI به طور غير معمولي برجسته مي باشد. اين موج به ميزان دقيقي مشابه موج V مشخص است. در تعدادي موارد موج V به صورت يك كوهان نسبتا كوچك بر روي شيب اوليه منجر به موج VIظاهر مي شود. ( به جاي يك جزء موجي مجزا) مشكل كلينيسين در اينجا مشابه با دو شاخه شدن موج I وIII مي باشد. اگر جزء اوليه به عنوان موج V در نظر گرفته شود پاسخ به صورت طبيعي تفسير مي شود ولي اگر موج VI آشكار به عنوان موج V گزارش شود موجب طولاني شدن زمان نهفتگي بين امواج I تا V به صورت غير طبيعي مي شود. وجود قله هاي اضافي كوچك بين امواج اصلي غير طبيعي است ولي عاملي در تفسير پتانسيل هاي برانگيخته شنوايي محسوب نمي شوند.

راجع به تاتو خط لب طبیعی