محرك، Tone Pip، 1000، 2000 و 4000 هرتز و كليك بود. يك نويز BBN از طريق انتقال استخواني با سطح شدتي 29 dBnHL (به صورت معدن) براي پوشاندن ABR در افراد نرمال و آنهائيكه كاهش شنوايي انتقالي مصنوعي داشتند لازم بود. در افراد، نمايندگي سمعك سونيك مبتلا به اختلال شنوايي حسي عصبي، تقريباً 50 دسيبل nHL نويز براي پوشاندن ABR، لازم بود. آستانههاي BC برآورد شده با روش ABR SAL با استفاده از محرك كليك، 10dB با آستانههاي BC در 100 درصد از افراد طبيعي 90 درصد از افراد با كاهش شنوايي مصنوعي انتقالي، 60 درصد از افراد با كاهش شنوايي حسي عصبي و 28 درصد افراد با كاهش شنوايي مختلط، هماهنگي داشت. تطابق كمي بهتري، در محرك Tone Pip در گروههاي حسي عصبي مختلط مشاهده شد. محققين نتيجه گرفتند كه روش آنها، پيشگويي كنندة قابل اعتمادي براي آستانة BC است. ماكزيمم سطح نويز BC در حد dBss ماسكينگ موثر، مقدار كاهش شنوايي حسي عصبي را كه در اين سطح بشود ارزيابي كرد، محدود ميكند. از اين روش در ASSR هم براي تعيين Air – bone gap استفاده شده است.
تحريك دوگوشي در ارزيابي ABR:
تعامل دو گوش در ABR، عنوان، حجم زيادي از تحقيقات چاپ شده است، اگرچه تعامل دو گوشي هنوز به صورت كلينيكي رديابي نشده است.
تداوم علاقه به جزء تعاملي دو گوشي (BIC) در ABR، احتمالاً انعكاس دهندة اهميت پديدة دو گوشي در پردازش شنيداري است.
همچنين ارتباط احتمالي، تعامل دو گوشي ABR با ارزيابيهاي سايكوفيزيكي در مورد تلفيق دو گوشي Binaural Fusion و جهتيابي صدا با تفاوتهاي بين دو گوشي بر مبناي شدت و زمان، باعث تداوم اين علاقه گرديده است.
عامل احتمالي ديگر در جهت تداوم علاقه به اين موضوع، مباني آناتوميك آن در ساقة مغز تحتاني Caudal، بويژه مجموعة زيتوني (فوقاني و داخلي فوقاني) و احتمال، تناسب اين مناطق آناتوميك، به صورت objective با ABR و مراكز مهم شنيداري بالاتر در ساقة مغز (مثلاً برجستگيهاي تحتاني با FFR است.

راجع به تاتو خط لب طبیعی