loading...

تجويز انواع سمعك

افزايش شنوايي و بهبود افت شنوايي با استفاده از سمعك

بازدید : 449
11 زمان : 1399:2

محرك، Tone Pip، 1000، 2000 و 4000 هرتز و كليك بود. يك نويز BBN از طريق انتقال استخواني با سطح شدتي 29 dBnHL (به صورت معدن) براي پوشاندن ABR در افراد نرمال و آنهائيكه كاهش شنوايي انتقالي مصنوعي داشتند لازم بود. در افراد، نمايندگي سمعك سونيك مبتلا به اختلال شنوايي حسي عصبي، تقريباً 50 دسي‌بل nHL نويز براي پوشاندن ABR، لازم بود. آستانه‌هاي BC برآورد شده با روش ABR SAL با استفاده از محرك كليك، 10dB با آستانه‌هاي BC در 100 درصد از افراد طبيعي 90 درصد از افراد با كاهش شنوايي مصنوعي انتقالي، 60 درصد از افراد با كاهش شنوايي حسي عصبي و 28 درصد افراد با كاهش شنوايي مختلط، هماهنگي داشت. تطابق كمي بهتري، در محرك Tone Pip در گروههاي حسي عصبي مختلط مشاهده شد. محققين نتيجه گرفتند كه روش آنها، پيشگويي كنندة قابل اعتمادي براي آستانة BC است. ماكزيمم سطح نويز BC در حد dBss ماسكينگ موثر، مقدار كاهش شنوايي حسي عصبي را كه در اين سطح بشود ارزيابي كرد، محدود مي‌كند. از اين روش در ASSR هم براي تعيين Air – bone gap استفاده شده است.

تحريك دوگوشي در ارزيابي ABR:

تعامل دو گوش در ABR، عنوان، حجم زيادي از تحقيقات چاپ شده است، اگرچه تعامل دو گوشي هنوز به صورت كلينيكي رديابي نشده است.

تداوم علاقه به جزء تعاملي دو گوشي (BIC) در ABR، احتمالاً انعكاس دهندة اهميت پديدة دو گوشي در پردازش شنيداري است.

همچنين ارتباط احتمالي، تعامل دو گوشي ABR با ارزيابيهاي سايكوفيزيكي در مورد تلفيق دو گوشي Binaural Fusion و جهت‌يابي صدا با تفاوت‌هاي بين دو گوشي بر مبناي شدت و زمان، باعث تداوم اين علاقه گرديده است.

عامل احتمالي ديگر در جهت تداوم علاقه به اين موضوع، مباني آناتوميك آن در ساقة مغز تحتاني Caudal، بويژه مجموعة زيتوني (فوقاني و داخلي فوقاني) و احتمال، تناسب اين مناطق آناتوميك، به صورت objective با ABR و مراكز مهم شنيداري بالاتر در ساقة مغز (مثلاً برجستگيهاي تحتاني با FFR است.

بازدید : 483
11 زمان : 1399:2

در بزرگسالان، تغييرات همراه با Rate، در موج V از شدت تحريك، مستقل هستند. يعني، تغييرات زمان نهفتگي در نرخ‌هاي افزايش يافته براي سطوح بهترين برند سمعك شدت متفاوت، ثابت هستند.

شواهدي موجود است كه در همان گسترة Rate، زمان نهفتگي موج I از 0.4 تا 0.5 ميلي‌ثانيه تغيير مي‌كند، اگرچه ديگران هيچ تاثير Rate در موج I گزارش نكرده‌اند. مطابق نظر محققين ديگر، تاثير افزايش Rate از 5 سيگنال در ثانيه بر 90 سيگنال در ثانيه، روي زمان نهفتگي موج I، حدود 0.23 ميلي‌ثانيه است.

شايد وجود مشكل در تعيين توام با اطمينان موج I و تشخيص دقيق زمان نهفتگي آن، عامل تفاوتهاي نتايج اين تحقيق‌ها است. از آنجا كه اجزاي محيطي و مركزي ABR تاثير مشابهي از Rate، مي‌پذيرند لذا معمولاً زمان‌هاي نهفتگي بين موجي، در اثر عملكرد Rate، تغيير قابل توجهي نمي‌كنند.

اگرچه امواج I و V معمولاً در اثر افزايش Rate در افراد طبيعي، از بين نمي‌روند (ناواضح نمي‌شوند)، اما امواج IV , III , II ممكن است در سطوح بالاتر Rate مثلاً 80 تا 100 سيگنال در ثانيه ناواضح و غيرقابل تشخيص شوند يا اينكه اصلاً ناپديد گردند.

روش‌هاي مفيد براي برجسته‌تر كردن اين امواج در نرخ‌هاي پايين‌تر، نظير افزايش سطح شدت تحريك، يا استفاده از آرايش الكترودي جايگزين، در Rateهاي بالا نيز ارزشمند هستند. همانگونه كه در فصل 1 توضيح داده شد، زمانهاي نهفتگي امواج ABR (بعد از موج I)، محصول زمانهاي انتقال سيناپتيك و آكسوني هستند. البته ممكن است براي هر موج متوالي ABR سيناپس‌هاي بيشتري درگير باشد. (مثلا II و III و V , IV).

بنابراين، افزايش نرخ تحريك (بويژه تا 100 تحريك در ثانيه و بالاتر) منجر به امواجي با زمان‌هاي نهفتگي كه به صورت پيشرونده طولانيتر هستند خواهد شد. همچنين، اين مكانيسم آناتوميك باي تاثير Rate روي زمان نهفتگي ABR، نقش مهمي در تاثيرات بيشتر نرخ تحريك بر ABR نوزادان ايفا مي‌كند، به اين ترتيب تكامل ABR در تداخل بين نرخ تحريك و زمان نهفتگي ABR، يك عامل محسوب مي‌شود.

بازدید : 455
11 زمان : 1399:2

بزرگسالان طبيعي: از آغاز اولين مطالعات روي ABR در انسانها، تحقيقات متعددي تاثير نرخ تحريك بر ABR را در بزرگسالان با شنوايي طبيعي، توصيف كرده‌اند. اين توافق عمومي وجود دارد كه نرخ‌هاي تكرار تا تقريباً 20 تحريك در ثانيه، تاثير كمي بر ABR دارند انواع سمعك ها اما در بالاي اين سطح، توام با افزايش نرخ، زمان نهفتگ ABR عموماً افزايش يافته و دامنة آن كاهش مي‌يابد. تصوير 5-6 تغييرات در هر كدام از امواج، يكسان نيستند. به نظر مي‌رسد دامنة موج V توام با افزايش Rate (از يك نرخ نسبتاً كند نظير 8 تا 10 بار در ثانيه تا يك نرخ سريع، نظير 80 تا 90 بار در ثانيه) نسبت به امواج قبل و نيز نسبت به موج VI، كاهش كمتري نشان مي‌دهد.

در نرخ‌هاي بالاتر، دامنة موج V، معمولاً به صورت تيپيك، در حدود 10 تا 30 درصد نسبت به دامنة اوليه كاهش مي‌يابد، در حاليكه موج I تا حدود 50 درصد دامنة اوليه كاهش مي‌يابد. يك كاربرد كلينيكي اين مشاهدات اين است كه در برآورد آستانه، نرخ‌هاي تحريك بالاتر، اجازة جمع‌آوري مقادير افزونتري از داده‌ها را در كمترين زمان انجام تست مي‌دهد.

طولاني شدن زمان نهفتگي با نرخ‌هاي تحريك سريعتر، براي همة امواج رخ مي‌دهد، اما ممكن است اين پديده براي امواج ديرتر نسبت به امواج زودتر، مقداري بيشتر باشد. مثلاً از حدود 20 تا 80 كليك در ثانيه، تغيير زمان نهفتگي موج V معمولاً از 0.4 تا 0.6 ميلي ثانيه مورد انتظار است، اگرچه اين تغيير در افراد نرمال از حداقل 0.25 ميلي ثانيه تا بيش از 1 ميلي ثانيه گزارش شده است. به دليل اين تغيير پذيري، يك نقطة قطع براي سطح بالايي مقادير نرمال از مثلاً سه SD مي‌تواند يك تغيير به بزرگي 1 ميلي‌ثانيه يا بيشتر باشد. معدل مقدار تغيير زمان نهفتگي موج V توام با افزايش Rate به 80 بار در ثانيه، معادل تغيير زمان نهفتگي ايجاد شده از كاهش شدت تحريك به اندازة 15 تا 25 دسي‌بل است.

بازدید : 460
11 زمان : 1399:2

قاعده ي جبهه ي موج اول

درزندگي روزمره، صدايي كه از يك منبع مي آيد از طرق مختلف به گوش مي رسد. بعضي از آنها مستقيما به گوش مي رسند اما تعداد بسيار زيادي قيمت سمعك ممكن است تنها بعد از انعكاس از يك يا چندين سطح ديگر به گوش برسند. اما، شنوندگان غالبا از اين انعكاس ها آگاه نيستند و اين انعكاس ها تاثير بسزايي در محلي سازي صداها ندارند. دليل اين كار به نظر مي رسد در پديده اي به نام "قاعده ي جبهه ي موج اول" باشد. وقتي چندين صدا به طور پي در پي به گوش مي رسند ( صداي اصلي و انعكاس هاي آن) صداها هنگام درك به صورت يك تك صوت شنيده مي شوند ( سركوب اكو) و مكان تمام صداها توسط مكان صداي اوليه (مستقيم) تعيين مي شود. بنابراين، اين انعكاس تاثير كمتري در درك جهت صدا دارند. علاوه بر اين، آگاهي متري نسبت به انعكاس ها وجود دارد اگرچه ممكن است كيفيت و بلندي صدا تغيير كنند. قاعده ي جبهه موج اول تنها براي صداهايي كه ناپيوسته و گذرا هستند رخ مي دهد مثل سخنراني يا موسيقي. اگر سطح اين صداها 10 دسيبل يا بيشتر باشد ، اين صداها را مي توان مورد تحزيه و تحليل قرار داد. اما، در شرايط عادي، اين قاعده در مواقعي كه انعكاس ها زياد هستند، نقش مهمي در محلي سازي و تشخيص صداها ايفا مي كند.

تحليل شنوايي صحنه

به ندرت اتفاق مي افتد كه صدايي كه به گوشمان مي رسد تنها از يك منبع بيايد. غالبا، صدا از چندين منبع مختلف نشئت مي گيرد. اما، ما قادر هستيم تا تركيب صدا ها را تجزيه كرده و هر صدا را جداگانه درك كنيم. شيء شنوايي مي تواند به صورت مفهومي از عناصر صوتي چندگانه در يك كلّ منسجم كه از يك منبع سرچشمه ميگيرند تعريف گردد. همانطور كه قبلا بحث شد، سيستم شنوايي محيطي به صورت يك تحليل گر فركانس عمل ميكند و اجزاء فركانس هاي مختلف را از هم جدا مي كند. در قسمتي از مغز، بازنمودهاي دروني اين اجزاء بايد به منابع مناسب خودشان اختصاص داده شوند. اگر ورودي از دو منبع آ و ب بيايد، اجزاء فركانس بايد به دو گروه تقسيم شوند. عناصري كه از منبع آ مي آيد بايد به يك منبع اختصاص داده شوند و عناصر منبع ب هم بايد از جايي ديگر بيايند. فرآيند انجام اين كار را گروه بندي ادراكي مي گويند. نام ديگر اين فرآيند تحليل شنوايي صحنه است. فرآيند جداكردن عناصري كه از دو يا چندين منبع مي آيند، تفكيك نيز ناميده مي شود.

بازدید : 423
11 زمان : 1399:2

frequency difference limens (توانايي سيستم شنوايي انسان درتمايز دو صدايي است كه داراي حداقل تفاوت شدتي 3دسي بل باشند) درفركانسهاي بالا به تدريج كاهش مي يابدوتافركانس 5كيلوهرتزوجود دارد .

احساس بلندي نيز با ادراك فيزيولوژيك شدت صدا درارتباط است نشان دهندهء ميزان فعاليت عصب شنوايي است وميزان حساسيت تحت كنترل سمعك مكانيسم هاي مركزي تعيين مي گردد

تعيين منبع صدا يا sound localization براساس علائم يك گوشي ودوگوشي واختلاف زمان وشدت سيگنالهاي ارسالي به مجموعهء زيتوني فوقاني (lateral olivary complex)انجام مي شود . تعيين منبع صدا درمحور افقي براي فركانسهاي پايين براساس تفاوت اطلاعات زماني بين دوگوش وبراي فركانسهاي بالا براساس اختلافات شدت دريافتي محاسبه مي شود .

جهت يابي صدا،مغز براي تعيين جهت صدا به دو گوش نياز دارد، به اين ترتيب كه با مقايسه وروديهاي دو گوش، در كسري از ثانيه جهت صدا را مشخص مي نمايد. مثلاً شما مي توانيد جهت نزديك شدن يك اتومبيل به سمت خود را تشخيص دهيد. اين فرايند را جهت يابي صوتي مي نامند. دليل جهت يابي صوتي، فاصله بين دو گوش است . مثلاً صداي بوق ماشين كه در طرف چپ سر قرار گرفته، چند ميلي ثانيه زودتر به گوش چپ مي رسد و شدت اين صدا در گوش چپ بيشتر از گوش راست است. به همين دليل ما مي فهميم كه ماشين از سمت چپ به طرف ما مي آيد.در و صدا فهم صحبت هاي ديگران را دشوار مي سازد. در افرادي كه شنوايي دو گوششان يكسان نيست، افتراق صداي گفتاري از سر و صدا بسيار دشوار مي شود. تصور كنيد كه سر ميز شام نشسته ايد، سعي داريد با فرد كناري خود صحبت كنيد. در عين حال سايرين هم با هم صحبت مي كنند. اين سر و صداي زمينه فهم و حتي شنيدن مكالمات را مشكل مي سازد.

درتعيين منبع صدا درمحور عمودي ونسبت به منبع صوتي قدامي وخلفي لالهءگوش در جهت يابي فركانسهاي بالا موثر است دراين حالت اختلاف زاويهء بين دو دسته از امواجي كه بدون شكست به هردوگوش ارسال شده اند ملاك محاسبهءتعيين منبع صدا توسط كمپلكس زيتوني طرفي است واين فرآيند دقيق مركزي براساس پروسه مهارطرفي انجام مي شود ودرمورد فركانسهاي پايين به دليل طول موج بزرگ تر حد انكسار وشكست امواج بسيار كمترازفركانسهاي بالاست وبه راحتي سر رادور مي زنند . لذا هنگامي كه درمواجهه با پديدهءسايهءسرقرارمي گيرند گوشي كه در فاصلهء دورترازمنبع صوتي ديگرطرفي قرار داردمي تواند اين امواج را دريافت نمايد .

بازدید : 504
11 زمان : 1399:2

بيمار ممكن است شكايت كند كه سمعك اش اكثر بعد از ظهر ها يا غروب ها به خصوص روزهاي باراني و گرم از كار مي افتد. ولي معمولا دوباره صبح بعد كار مي كند. اين الگو معمولا براي بيماران داراي جرم يا پوست خشك پايدار اتفاق مي افتد. بعد از چندين سمعك اينترتون ساعت ، افزايش سطح رطوبت مي تواند سبب شود كه پوست يا جرم خشك به اندازه كافي منبسط شود تا تيوب رسيور را ببندد. در طول شب تكه هاي پوست يا جرم كوچك مي شوند و خارج مي شوند و به صدا دوباره اجازه عبور مي دهند. اين الگو نيز نمونه تراكم قطرات رطوبت داخل سمعك در يك روز گرم و مرطوب است. كه ممكن است سبب ايجاد اتصال كوتاه تا زماني كه سطح رطوبت به اندازه كافي پايين باشد تا تبخير انجام شود. بيمار ديگر ممكن است شكايت كند كه وقتي يك شخص خاصي امكان خاص را مي بيند سوت يا فيدبك شنيده مي شود. ممكن است سمعك مناسب باشد و آنچه بيمار مي شنود فيدبك سمعك شخصديگري است يا فقط برخي اصوات فركانس بالا مي باشد.(فيدبك:فركانس بالا).

جدول36.1: "تعيين علت مشكل"

1.مشكل چيست؟

2. چه اوقات مشكل ايجاد مي شود؟

3. چه مدت مشكل طول مي كشد؟

4. چه هنگام آغاز مي شود؟

5. آيا الگويي وجود دارد؟

پروسه رفع مشكل سمعك:

مروري بر گام هاي مختلف در رفع نقص موثر مشكلات سمعك فراهم مي كند. كه به عنوان يك راهنماي گام به گام براي شناسايي و حل مشكلات گزارش شده است.

. به دنبال الگوها بگرديد(يافتن مشكل).

2. سمعك را روي گوش بيمار معاينه كنيد.

3. قبل از دست زدن به سمعك، آنرا ضدعفوني كنيد.

4. اجزاء سمعك را معاينه كنيد:

( ميكروفون، رسيور ، كنترل شدت صدا ، كليدها و دكمه هاي برنامه ها، باتري، در باتري و اتصالات باتري ، هوك و تيوب ، ونت)

5. به سمعك گوش دهيد..

6. تست هاي ANSI را روي سمعك انجام دهيد.

بازدید : 454
11 زمان : 1399:2

براي بيماري كه در آستانه 2KH اش نسبت به آستانه 500HZ اش در حدود 25dB فراتر است، مي توان از فشرده كننده چند كاناله استفاده كرد. احتمالا اين افراد بيشترين بهره را از پاسخ سمعك TILL مي برند (بخش 6.2.4 را ببينيد)

برخي اطلاعات اخير بيانگر اين است كه بيماران با كم شنوايي flat ، يك برتري ضعيفي بر تراكم signal – channel دارند.

اما اين يك نياز ضروري براي ارزيابي بيشتر آن است.

از ديگر سو، تقويت كردن چند كاناله كه براي متراكم كننده چند كاناله مورد نياز است، رايج ترين راهي است كه براي موارد مفيدي مثل مهار noise تطبيقي و مهار فيدبك انجام شده اند. ميزان تراكم ايجاد شده كمتر از حدود 3.1 (و يا شايد 2.1 ) است . متأسفانه متراكم كننده چند كاناله براي هر شخص مضر است.

عملكرد تراكمي سريع يا آهسته:

برخي سمعك هاي چند كاناله پيشرفته فعاليت تراكمي خيلي سريع دارند و برخي خيلي آهسته اند و ساير تركيبي از سريع و آهسته اند و سايرين توانايي برنامه ريزي و آزاد كردن زمان را دارند.

چگونه مي توان براي فرد بيمار متراكم كننده سريع درست انتخاب شود؟

هنوز راه تجويزي سيستماتيك كه كدام نوع فشرده كننده براي بيمار بهترين است، وجود ندارد. با اين وجود تراكم با فعاليت سريع براي افراد با سطوح بالاي عملكرد شناختي بهتر است كه عملكرد اين افراد به وسيله توانايي تشخيص توالي هدف در بين الگوهاي بينايي كه سريع تغيير ميكنند تعيين شده است.

عملكرد تراكمي سريع اساسا براي بيماراني سودمند است كه به ندرت به استفاده از سمعك هايشان در محيط هاي ارتباطي نياز دارند، يعني جايي انواع سمعك كه سطح صدا به مقدار زيادي تغيير مي كند.

عملكرد تراكمي آهسته احتمالا براي بيماراني مفيد است كه سمعك هايشان را در رنجي از محيط هايي كه تفاوت معني داري از سطح صدا دارند، مي پوشند.هر سرعتي از تراكم كه استفاده شد، اگر بيمار هر نارضايتي از تراكم سريع يا آهسته گزارش كند كه خارج شده از بخش 6.3.2 يا 6.3.3 باشد، اشاره به تلاش براي انواع ديگر دارد.

بازدید : 453
11 زمان : 1399:2

احتمالا ممكن است كه با يك peak clipping ITC يا Compression limiting BTE به OSPL 90 كافي برسند.

بعضي بيماران سايز و ظاهر ITC را براي اعوجاج كمتر از BTE ترجيح خواهند داد، براي ديگر بيماران كيفيت صدا از ظاهر سمعك مهمتر خواهد بود.

بخاطر داشته باشيد كه انتخاب peak clipping در برابر Compression limiting براي سمعك هايي كه رنج پويايي فشردگي وسيع تري دارند، از اهميت كمتري برخوردار است (بخش 9.8.5)

بيماراني كه از peak clipping استفاده كرده اند، ممكن است اساسا يك تغيير به Compression limiting را دوست داشته باشند، اگر چه بيشترين درك تغيير در هفته هاي كمي است.

پهناي محدوده ي پويايي فشردگي:

شواهد زيادي وجود دارد كه بعضي از اقسام فشردگي با ميزان فشردگي پايين بايد در همه ي سمعك ها فراهم باشد. ما به عنوان محدوده پويايي فشردگي وسيع (WDRC) جايگزين مي كنيم به هر ميزان كه آستانه فشردگي ممكن باشد. در حاليكه ممكن است نسبت كمي از بيماران از WDRC مرتبط با تقويت خطي هيچ سودي نبرند، چون هنوز هيچ راهي براي پيش بيني مطمئن كه كدام بيماران چنين اند، وجود ندارد.

با اين وجود WDRC احتمالا براي آن ارباب رجوع هايي كه به سمعك هايشان در وضعيت هاي ارتباطي متنوع وسيع نياز دارند، سودمند تر است. به نظر مي رسد كه براي هر شخص براي آغاز انتخاب بعضي از فرم هايي WDRC امن ترين حالت است.

در افراد با كم شنوايي profound ، آستانه هاي مربوط سمعك oticon به فشردگي بالا معمولا ضروري خواهند بود (بخش 9.3.9 را ببينيد)

متراكم كننده هاي چند كاناله:

شواهد براي سودمندي اضافي از بيشتر از يك كانال از متراكم كننده كمتر واضح است. (بخش 6.5)

با اين وجود احتمالا متراكم كننده هاي چند كاناله سودمندي بيشتري براي بيماران با كم شنوايي متوسط با شيب تند دارند، چون درجه متفاوت از فشردگي در هر كانال مي تواند استفاده شود.

بازدید : 455
11 زمان : 1399:2

معمولا بعضي از رسيور هاي بدون سيم، به وسيله ي ورودي مستقيم صدا به سمعك متصل شده اند.

بنابراين معمولا سيستم هاي بدون سيم ورودي صداي باطري سمعك مستقيمي دارند كه در هر صورت مفيد تر است.

4 – ميكروفن داير كشنال:

ميكروفن هاي دايركشنال مي توانند تقويت قابل توجهي در نسبت سيگنال به نويز ايجاد كنند.

سمعك هاي داير كشنال مي توانند به گونه اي سفارش داده شوند كه با ميكروفن دايركشنال تنظيم شوند اما مي توانند از كليد switch بين ميكروفن دايركشنال و امني دايركشنال استفاده كنند.

دلايل انتخاب نكردن ميكروفن دايركشنال قابل انتخاب به دلايل زير است:

اولين مورد معمولترين علت است براي اينكه بيمار مزيت هاي ميكروفن دايركشنال را ناديده بگيرد.

بيماران مي خواهند كه سمعك هايشان ديد كمي داشته باشد (مثل CIC يا ITC ) و ممكن نيست كه يك ميكروفن دايركشنال مؤثر در اين سمعك جاسازي شود.

بيمار نياز به تقويت بيشتر از يك رنج فركانسي محدود شده دارد (بالاي 1500 HZ ) مزاياي ميكروفن هاي دايركشنال كه در همه ي فركانس ها تعادل يافته اند به نسبت ارزش و سايزشان تقليل يافته است. سمعكي دايركشنال است كه بعد از رنج فركانسي اي كه تقويت شده است، صدا بر صداي منتقل شده از vent چيره شود.

بيمار به پاسخ فركانسي low to mid نياز دارد كه به ميزان قابل توجهي نسبت به چيزي كه مي تواند به وسيله سمعك با ميكروفن دايركشنال فراهم يابد، صاف تر است. اين موضوع در سمعك هاي قابل برنامه ريزي نادرست است اما هميشه مي توان به بهره بالا تر در فركانس هاي پايين با يك ميكروفن امني دايركشنال نسبت به ميكروفن دايركشنال دست يافت.

ميكروفن هاي دايركشنال معايبي دارند، به دلايل زير ميكروفن دايركشنال قابل تغيير از ميكروفن دايركشنال ثابت بهتر است:

ميكروفن هاي داير كشنال نسبت به ميكروفن هاي امني دايركشنال به noise باد مستعد ترند. مي توانند مشكلاتي را براي بيماراني كه زمان زيادي را در بيرون مي گذارنند، ايجاد كنند.

بازدید : 418
11 زمان : 1399:2

عوامل مربوط به تحريك:

انواع مبدل ها، شامل هدفن (اينسرت يا فوق گوشي)، اسيلاتور استخواني، بلندگوها مي شود. نوع مبدل، انتخابي است. اينسرت فون ها الزامي نيستند، اما سودمنديهاي بسياري كه در فصل 3 به آنها اشاره شد، باعث مي شود كه براي سمعك زيمنس آلمان برانگيختن پاسخ هاي حلزوني مبدل هاي مناسبي باشند.

نوع تحريك نيز انتخابي است. تاكنون كليك را به عنوان مورد استفاده ترين محرك براي برانگيختن پاسخ همزمان فيبرهاي عصب شنوايي كه براي توليد پتانسيل عمل لازم است، گزارش كرده اند.

در هر صورت، ABR به صورت موثري با محرك تن برست نيز برانگيخته مي شود (فصل 8).

قطبيت (پلاريتۀ) محرك، در اغلب بيماران يك عامل مهم براي ارزيابي ABR محسوب نمي گردد. در صورتيكه امواج ABR ثبت شده، خيلي مطلوب نباشند، پلاريتۀ محرك را مي بايست تغيير داد (مثلاً از انبساطي به انقباضي).

هدف كلي از انتخاب نرخ تكرار تحريك، در ارزيابي ABR، ارائه تحريك با سريعترين ميزان ممكن و به نحوي است كه بر كيفيت امواج يا تكرارپذيري آنها و زمان نهفتگي و دامنۀ اجزاء ABR تاثير نگذارد. در اغلب گروه هاي بيماران افزايش نرخ تحريك تا بيش از 30 تحريك در ثانيه، كمترين تاثيرا را بر امواج ABR دارد. بين نرخ تحريك و شدت تحريك موثر، تداخل وجود دارد.

با افزايش نرخ تحريك از نرخ كند (مثلاً به نرخ خيلي سريع (مثلاً ) بخاطر تاثير يكپارچگي زمان (Temporal Integration)، كاهش در حدود، 10 dBSPL در آستانۀ رفتاري، ايجاد مي شود.

عوامل اكتسابي (Acquisiton Parameters)

تعداد الكترودها و مكان هاي قرارگيري آنها در ارزيابي ABR همانطور كه در فصل 3 كتاب گفته شده، خيلي روشن است. تعداد جاروب هاي لازم براي ارزيابي ABR، وابستگي بسياري به نسبت سيگنال به نويز دارد. اين بستگي به هر دو جزء سيگنال به نويز است هم به اندازۀ اجزاء ABR و هم به مقدار نويز (هنگام ارزيابي) كه از منابع گوناگون، منشا مي گيرد.

به اندازۀ 100 تا 200 جاروب، براي تعيين يك پاسخ صريح در هنگاميكه، ABR خيلي بزرگي را از فردي با شنوايي نرمال و خيلي آرام (در حال خواب) و در سطح شدت تحريك بالا) ثبت مي كنيم، كفايت مي كند. در حاليكه ممكن است 2000 يا بيشتر جاروب، براي ثبت توام با اطمينان ABR در يك فرد ناآرام يا در بيماري با اختلال شنوايي و يا هنگامي كه سطوح شدتي به نزديكي آستانۀ مي رسد، لازم باشد.

تعداد صفحات : 3

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 97
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 132
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 55
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 189
  • بازدید ماه : 189
  • بازدید سال : 428
  • بازدید کلی : 1986820
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی