loading...

تجويز انواع سمعك

افزايش شنوايي و بهبود افت شنوايي با استفاده از سمعك

بازدید : 356
دوشنبه 30 تير 1399 زمان : 12:59

آسانی در استفاده از دستکاری کنترل:

برای شخص استفاده کننده سمعک دستکاری کنترل در سمعک CIC مشکل است در حالیکه سمعک در داخل گوش است، مخصوصا اگر به طور کامل در داخل کانال قرار گرفته باشد.

تنظیم بهره هنگامی که یک میله قابل انعطاف به V.C وصل باشد، آسانتر خواهد بود اما این کار مزیت های زیبایی CIC را کم می کند.

در سمعک های بدنی، عینکی و BTE کنترل ها برای اداره کردن آسانتر هستند زیرا بزرگتر هستند و راحت تر قرار داده می شوند برای استفاده به تنهایی.

افزودن on-Gaps اغلب سفارش داده می شود برای افزایش بلندی و سهولت در استفاده از V.C برای سمعک read more های ITE ، ITC در برخی از سمعک های گران قیمت برای ظاهرشان.

برخی از بیماران (حتی استفاده کنندگان جدید سمعک) دریافته اند کهV.C های چرخنده نسبت به Toggle-switch برای کنترل کردن آسانترند.

به طور مشابه Toggle – switch هایی که دو وضعیت fix شده دارند، سردرگمی کمتری نسبت به آنهایی که عقب گرد به وضعیت مرکزی دارند، ایجاد می کنند.

دستکاری V.C ها اگر کنترل اتوماتیک بهره با متراکم کننده برای بیمار کافی باشد، انجام نمی شود. (شکل 10.1 صفحه 282)

در بیمارانی که عمل دستی موجب رنجش آنها می شود، remote control می تواند یک وسیله فرعی با ارزش باشد.

قابلیت دیدن: سمعک های CIC در این مورد یک فاتح آشکار هستند.

بهره بالا و حداکثر خروجی: میکروفن اضافی سمعک از رسیور است. میکروفن بزرگتر می تواند Gain بدون فیدبک داشته باشد.

رسیور و باتری بزرگتر و در نتیجه سمعک بزرگتر می تواند OSPL 90 بزرگتر مخصوصاً برای فرکانس های پایین داشته یباشند .

حساس نبودن به noise باد: بیشترین noise باد از تلاطم ایجاد شده به وسیله سر و لاله ایجاد می شود. سمعک های CIC، noise باد را نسبت به سایر سمعک ها کمتر دریافت می کنند چون میکروفن آنها جلوتر از قسمت های ایجاد تلاطم از لاله و سر قرار گرفته است.

همچنین میکروفون های CIC از جریان مستقیم باد محافظت می کنند. سمعک های عینکی و BTE خیلی زیاد با تلاطمی که بوسیله لاله ایجاد می شود ، تحت تثیر قرار می گیرند .

فعالیت دایرکشنالیتی: سمعک های BTE و ITE انواعی از سمعک های بزرگ هستند که شامل یک میکروفن دایرکشنال هستند و بنابراین بهترین سمعک هایی هستند که می توانند صداهایی که از اطراف و پشت سر می آیند را خفه کنند.

سمعک های عینکی وسیله ای هستند با یک multi – microphone که بهترین عملکرد را بصورت بالقوه دارند. اما این میکروفن ها خیلی محدود شده و برای مطالعات تحقیقاتی هستند و توانایی تجاری ندارند.

اگر فقط میکروفون های دایرکشنال در نظر گرفته شده باشد، سمعک های CIC بهترین توانایی دایرکشنالی را دارند. به طور ..... از سمعک های ITC پیروی شده اند. چون این سمعک ها بیشترین استفاده از صداهای جمع آوری شده را دارند و توانایی کم کردن صدای سر و لاله و Concha را دارند.

قابلیت اعتماد: سمعک ها با هر رسیوری که در کانال گوش قرار داده می شوند (مثل CIC، ITC و ITE ) ، چون .... و رطوبت طول عمر رسیور را محدود می کند، کمترین اعتبار را دارند.

wax gare ها برای کاهش ورود wax مفید هستند.

بازدید : 269
دوشنبه 30 تير 1399 زمان : 12:59

آسانی در استفاده از دستکاری کنترل:

برای شخص استفاده کننده سمعک دستکاری کنترل در سمعک CIC مشکل است در حالیکه سمعک در داخل گوش است، مخصوصا اگر به طور کامل در داخل کانال قرار گرفته باشد.

تنظیم بهره هنگامی که یک میله قابل انعطاف به V.C وصل باشد، آسانتر خواهد بود اما این کار مزیت های زیبایی CIC را کم می کند.

در سمعک های بدنی، عینکی و BTE کنترل ها برای اداره کردن آسانتر هستند زیرا بزرگتر هستند و راحت تر قرار داده می شوند برای استفاده به تنهایی.

افزودن on-Gaps اغلب سفارش داده می شود برای افزایش بلندی و سهولت در استفاده از V.C برای سمعک read more های ITE ، ITC در برخی از سمعک های گران قیمت برای ظاهرشان.

برخی از بیماران (حتی استفاده کنندگان جدید سمعک) دریافته اند کهV.C های چرخنده نسبت به Toggle-switch برای کنترل کردن آسانترند.

به طور مشابه Toggle – switch هایی که دو وضعیت fix شده دارند، سردرگمی کمتری نسبت به آنهایی که عقب گرد به وضعیت مرکزی دارند، ایجاد می کنند.

دستکاری V.C ها اگر کنترل اتوماتیک بهره با متراکم کننده برای بیمار کافی باشد، انجام نمی شود. (شکل 10.1 صفحه 282)

در بیمارانی که عمل دستی موجب رنجش آنها می شود، remote control می تواند یک وسیله فرعی با ارزش باشد.

قابلیت دیدن: سمعک های CIC در این مورد یک فاتح آشکار هستند.

بهره بالا و حداکثر خروجی: میکروفن اضافی سمعک از رسیور است. میکروفن بزرگتر می تواند Gain بدون فیدبک داشته باشد.

رسیور و باتری بزرگتر و در نتیجه سمعک بزرگتر می تواند OSPL 90 بزرگتر مخصوصاً برای فرکانس های پایین داشته یباشند .

حساس نبودن به noise باد: بیشترین noise باد از تلاطم ایجاد شده به وسیله سر و لاله ایجاد می شود. سمعک های CIC، noise باد را نسبت به سایر سمعک ها کمتر دریافت می کنند چون میکروفن آنها جلوتر از قسمت های ایجاد تلاطم از لاله و سر قرار گرفته است.

همچنین میکروفون های CIC از جریان مستقیم باد محافظت می کنند. سمعک های عینکی و BTE خیلی زیاد با تلاطمی که بوسیله لاله ایجاد می شود ، تحت تثیر قرار می گیرند .

فعالیت دایرکشنالیتی: سمعک های BTE و ITE انواعی از سمعک های بزرگ هستند که شامل یک میکروفن دایرکشنال هستند و بنابراین بهترین سمعک هایی هستند که می توانند صداهایی که از اطراف و پشت سر می آیند را خفه کنند.

سمعک های عینکی وسیله ای هستند با یک multi – microphone که بهترین عملکرد را بصورت بالقوه دارند. اما این میکروفن ها خیلی محدود شده و برای مطالعات تحقیقاتی هستند و توانایی تجاری ندارند.

اگر فقط میکروفون های دایرکشنال در نظر گرفته شده باشد، سمعک های CIC بهترین توانایی دایرکشنالی را دارند. به طور ..... از سمعک های ITC پیروی شده اند. چون این سمعک ها بیشترین استفاده از صداهای جمع آوری شده را دارند و توانایی کم کردن صدای سر و لاله و Concha را دارند.

قابلیت اعتماد: سمعک ها با هر رسیوری که در کانال گوش قرار داده می شوند (مثل CIC، ITC و ITE ) ، چون .... و رطوبت طول عمر رسیور را محدود می کند، کمترین اعتبار را دارند.

wax gare ها برای کاهش ورود wax مفید هستند.

بازدید : 360
شنبه 28 تير 1399 زمان : 10:03

اندازه گیری های پاسخ جریان استاندارد ساقه مغز:

پس از گذشت 25سال تعداد زیادی از مطالعات تحقیقی کاربردهای کلنیکی ABRعمومی شده اند.واضح است که اسیب های رتروکوکلئار راه شنوایی را متاثر می کند ،که اغلب به ناهنجاری در تست ABRمنجر می شود.

در این بخش ما تستABRاستاندندارد را مرور می کنیم که برای کشف تومور اکوستیک مفید است.بحث درسمعک مورد اینکه چرا تعدادی از این تستهای ABRاغلب توسط نورولوژیست ها برای تشخیص پاتولوژی ساقه مغز استفاده میشوند.اما ما بر روی تومور اکوستیک تمرکز میکنیم زیرا این مورد مشکل اصلی رتروکوکلئار است که برای ادیولوژیست پیش می اید.بیشتر تستهی ABRاستاندارد شامل تغییرات زمان نهفتگی ناهنجار و یا کاهش در دامنه قله اجزاست.

تستهای زمان نهفتگی:

منطق استفاده از تستهای نهفتگی این است که گمان میرود تومور فشار بر روی عصب شنوایی وارد می کند که باعث تغییر در زمان انتقال فعالیت فیبر عصبی می شود. این تغییر باعث همزمانی ضعیف تر و تاخیر در فعالیت عصبی و منجر به نهفتگی های قله طولانی تر فعالیت مرکب فیبر های عصبی می شود.

نهفتگی موج5:مقایسه با توزیع معیارهای نرمال

توصیف:

ساده ترین نا هنجاری زمانی اخیرا در پژوهش تومور اکوستیک بررسی شد که نهفتگی موج5ABRدر بیماران توموری بود که از توزیع ارزشهای دارای شنوایی نرمال ،بدون تومورعقب افتاده می شود (نهفتگی موج 5افراد توموری در مقایسه با افراد نرمال تاخیر دارد).برای شدت تحریکات داده شده ،یک ارزش نهفتگی میانگین وانحراف استاندارد موج5 برای یک گروه از افراد دارای شنوایی نرمال بدون بیماری نورولوژیکی وتومور اکوستیک محاسبه می شود. ارزش حاصله در بیمار با این ارزش مینگین مقایسه میشود و اگر این ارزش از ارزش میانگین تجاوز کند،نتیجه تست برای حضور یک تومور مثبت است.همانطور که قبلا بحث شد تعدادی از انحرافات استاندارد هنگامی انتخاب می شود که معیار تشخیصی بر حساسیت و ویژگی اندازه گیری تاثیر بگذارد،تعداد انتخاب شده ها معمولا به صورت تجربی بر اساس سطوح قابل قبول بدست امده حساسیت و ویژگی تعیین می شوند.

محدودیت ها :

سه مشکل بزرگی منجر به نا هنجاری ساده در نهفتگی موج 5در کشف تومور اکوستیک شده است. اولین مشکل همانطور که اخیر ذکر شد کاهش شنوایی محیطی می تواند بر نهفتگی موج 5 تاثیر بگذارد.تاثیر کاهش شنوایی محیطی بر نهفتگی موج 5بستگی به نوع و مقدار افت و همچنین شکل کم شنوایی دارد. اصل اساسی برای برای افزایش نهفتگی موج5 در پاسخ به تحریکات ساده کلیک با نوع نوع کم شنوایی محیطی متمایز می شود. مشکلات انتقالی باعث افزایش نهفتگی میشود که منجر به کاهش ساده انرژی اکوستیکی بدست امده حلزون می شود.نهفتگی موج 5 با کاهش سطوح تحریکات محیطی افزایش می یابد .

تاثیر ضایعات حسی بر نهفتگی موج5 بسیار پیچیده است. ضایعات حسی بر خلاف ضایعات انتقالی باعث کاهش انرژی اکوستیک حاصله از حلزون نمی شود. افزایش زمان نهفتگی موج5 همراه با مشکلات حسی مشاهده می شوند که با شکل کم شنوایی ها (نه با کاهش سطوح تحریکات )مرتبط است.در افراد با شنوایی طبیعی ،نهفتگی موج 5 در پاسخ استاندارد به تحریکات سطوح بالای کلیک توسط فعالیت عصبی تعیین می شود که از نواحی فرکانس های زیر حلزون اغاز میشود.بدون تعجب این عمل نشان می دهد که یک عملکرد نرمال شدتی-نهفتگی میتواند توسط بیمارانی با افت شنوایی در ناحیه ی فرکانس های بم به خاطر شنوایی نرمالشان در فرکانس های زیر انتخاب شود.این چیرگی نهفتگی توسط فرکانس های بالاتر رخ می دهد زیرا همان طور که ذکر شد پاسخ فعالیت جدیدشان پس از فعالیت بیشتر راس حلزون نواحی فرکانس های بم حلزون کنسل میشود.

بازدید : 409
چهارشنبه 25 تير 1399 زمان : 10:32

خصوصیات الکتروکوکلئوگرافی

از قبل تکنیک هایی برای ثبت پتانسیل های داخل سلولی مربوط به سلول های مویی پیشرفت کرده بودندیا قبلا روش های حساس مربوط به اندازگیری حرکت غشاء پایه وجود داشتند،بینشهای معنی داری در مورد مکانیزم های انتقال سیگنال در حلزون ونورونشنوایی از طریق مطالعه پتانسیل های برانگیخته ثبت شده از الکترود های جایگذاری شده در حلزون یا نزدیک حلزون تقویت شده بودند.در برخی از موارد جایگذاری این الکترود ها نسبتا غیر تهاجمی ست واحتمال ثبت این پتانسیل ها از جمعیت های بالینی انسان ایجاد می شود.اینها موارد ثبت شده از اجزای اولیه سمعک ECOG هستند.شکل 5-12 گروهی از پتانسیل ها را نشان می دهد که از ECOG هستند پاسخ ها نشان داده شده در در پاسخ به یک محرک کلیک و با استفاده از یک الکترود سوزنی قرار گرفته روی پرومونتوری گوش میانی تعیین شده اند.هر طرح میانگین پاسخ ها را از میان تکرار محرک های چندگانه نشان می دهد.

میانگین پاسخ ها برای کلیک های کاندنسنشن (COND) ،کلیک های ریرفکشن (RARE) ودر پاسخ به کلیک هایی که طی فرایند میانگین گیری دارای تناوب در قطبیت هستند (ALT) نشان داده شده است.کوکلئار میکروفونیک (CM) یک پتانسیل AC است که در دوره تناوبی حالت های ریرفکشن وکاندنسیشن مشاهده می شود.وقتی فاز محرک معکوس می شود، قطبیت CM تغییر میکند.برای مثال CM در پاسخ به هر دو قطبیت قابل رویت است اما در شرایط قطبیت متناوب به حداقل می رسد.وقتی که محرک کلیک متناوب استفاده می شودريال ECOG شامل ترکیبی از دو پتانسیل دیگر است:پتانسیل تجمعی یا SP ،پتانسیل عمل مرکب یا AP. SP یک جزء DC غیر خطی در پاسخ است . در شکل 5-12، SP توسط یک کلیک برانگیخته می شود که شامل یک تغییر منفی در خط پایه است که یک لیتنسی نسبتا کوتاه دارد وبر AP مقدم است. هر دوی CM و SP در حلزون تولید می شوند. AP فعالیت همزمانی نورون های شنوایی را در پاسخ به یک محرک آنی نشان می دهد. چون AP فعالیت پس سیناپسی را نشان می دهدپس لیتنسی AP تقریبا 1.5ms یا بیشتر است وبنابراین از CM و SP جداشدنی ست. AP شامل یک قله بسیار منفی (N1) به دنبال یک قله مثبت کوچکتر (P2) است.در برخی موارد یک قله منفی ثانویه (N2) نیز ثبت می شودترکیبی از این 3 پاسخ AP ، SP و CM ، ECOG را تشکیل میدهند که ان هم از الکترود های قرار گرفته در در حلزون یا نزدیک حلزون ثبت می شود. در بخش های بعدی هر یک از این پتانسیل ها همچنین پتانسیلی که پتانسل داخل کوکلئار(EP) نامیده می شود در جزئیات بیشتر شرح داده می شود.

بازدید : 399
سه شنبه 24 تير 1399 زمان : 11:08

امتیازتعادل درصدی است که نشان دهنده دامنه نوسان درسطح ساژیتال برای هرآزمایش در هر

وضعیت می باشد. جزئیات محاسبه این امتیاز دراینجا تکرارنمی شود. بااین حال توجه به این نکته

مهم است که این امتیازبراساس یک میزان نرمال 12.5 درجه نوسان قدامی/خلفی پیرامون مفصل مچ

می باشد، که به طورتیپیک این نوسان 8 درجه به سایت سمعک تهران صفیر جلو و4.5 درجه به عقب می باشد. فرض شده که

این میزان نوسان برای بیماران درطول آزمون امکان پذیرمی باشد. برخی سایت سمعک تهران صفیر بیماران ممکن است به

علت محدودیت های فیزیکی مچ پا، یا به این علت که این میزان نوسان دربیماران باعث احساس

ثانویه آنها ازعدم تعادل وترس ازسقوط می شود، دارای این محدوده نرمال نوسان نباشند. تشخیص

بیمارانی که دارای محدوده نوسان کاهش یافته هستند، مهم می باشد. اگرمیزان نوسان به بیش از

50% کاهش یابد، ممکن است تفسیر نتایج بیمار نادرست باشد. شکل 20.13A یک مثال گرافیک از

معرفی این نتایج دربیماری با یافته های CDP نرمال را نشان می دهد.

همانند ارزیابی سیستم تعادل کلی، این آزمون نیز بااستفاده ازالگوهای تشخیصی، تفسیر می شوند.

ترکیب 6وضعیت ناهنجاربرای تعیین یک الگوی ناهنجاری به کارمی رود سپس این الگومی تواند

برای تفسیرعملکرد به کاررود. جدول 20.4 رایج ترین الگوها ویک فهرست علائم واختصارات

دارای کاربرد رایج رانشان می دهد. درحال حاضررایج ترین الگو، الگوی اختلال عملکرد

وستیبولار است که حاوی تقریبا 45% ازکل ناهنجاری های این آزمون درآزمایشات نویسنده می

باشد. مهم ترین جنبه تفسیری تست SOT این است که این آزمون اطلاعاتی رافراهم می کند که نشان

می دهد راهنمایی های سیستم ورودی بیمار نمی توانند برای عمل حفظ کنترل وضعیت به کارروند.

به عبارت دیگر،این آزمون یک ارزیابی نسبی ازتوانایی بیماردربه کارگیری راهنمایی های ورودی

های بینایی، وستیبولارو حس عمقی/سوماتوسنسوری برای حفظ ایستادن قائم وساکن دراختیارمی

گذارد. این آزمون اطلاعات نسبی درباره اینکه ضایعه درکدام سیستم حسی وجود دارد که باعث

ناهنجاری های کنترل وضعیتی شده است، رادراختیار نمی گذارد. بنابراین آزمون SOT هیچ

اطلاعاتی درباره محل ضایعه فراهم نمی کند، این تست تنهایک آزمون توانایی عملکردی می باشد.

این آزمون به هیچ وجه برای تعیین ضایعه سیستم وستیبولارمحیطی یامرکزی وهم چنین تعیین

ضایعات موجود درمسیرهای محیطی یامرکزی سیستم های بینایی یا حس عمقی/سوماتوسنسوری، به

کارنمی رود. اطلاعات بدست آمده تنها بایدبرای منعکس کردن اینکه آیااطلاعات ورودی بیمار می

توانند (یابه طورعکس نمی توانند) برای کمک به حفظ ایستادن به کار روند،تفسیرشوند.

پوسچروگرافی دینامیک برای تشخیص بیمارانی که درتوصیف شرایط شان اغراق می کنند، مفید می

باشد. چندین ازمایشگربرای تعیین کاربرداین ابزاربه منظورتشخیص این بیماران وهم چنین تعیین

لیستی ازفاکتورهای کیفی که موجب ازبین بردن سوالات این زمینه می شود، تلاش کرده اند.

منبع:

www.tehransafir.com

بازدید : 453
دوشنبه 23 تير 1399 زمان : 13:47

متغیرهای فردی :

ABR اساسا توسط حالت توجه ویا خواب تحت تاثیر قرار نمی گیرد سمعک (Picton and Hillyard 1974 ، Campbell and Bartoli 1986 ، Kuk and Abbas 1989 ) ، این باعث می شود که ABR برای ارزیابی بیمارانی که نمی توانند همکاری کنند ویا تمایل به همکاری ندارند مثل نوزادان یا بچه های جوان مناسب باشد .

چندین متغیر فردی هستند که می توانند دامنه و latency را در ABR تحت تاثیر قرار دهند که شامل : دمای داخلی بدن ، جنسیت و سن هستند . یک کاهش در دمای داخلی بدن منجر به یک افزایش در latency قله ABR ، یک افزایش در فاصله بین قله ای ویک کاهش در دامنه قله ها می شود .(Hall et al 1988 ، Marshall and Donchin 1981 ) . این مهم است که در حین monitoring عمل جراحی ، دمای داخلی بدن کنترل شود . بنابراین دمای داخلی بدن یک بیمار ممکن است خارج از محدوده ی نرمال باشد مثلا حین عمل جراحی قلب (Stockard et al 1998 ) ، تغییرات دمای بدن می تواند بر روی تفسیر نتایج تاثیر داشته باشد .

بیشترمحققان با هم به توافق رسیده اند که جنسیت مهم است . در شرایط ABR ، خانم ها معمولا فاصله بین قله ای و latency پاسخ کوتاه ترو همچنین دامنه پاسخ بزرگتری را نسبت به آقایان نشان می دهند (Schwartz et al 1994 ,Kjaer 1979 ) . تفاوت های جنسیتی نمی توانند تنها با تفاوت هایی در سایز سر توجیح شوند ، اما به نظر می رسد حداقل در بخشی تفاوت ها ، اندازه حلزون قابل استناد است. خانم ها حلزون کوچکتری نسبت به همتایان مردشان دارند (Sato et al 1991 ).Don et al 1991 از تکنیک high-pass subtractive masking استفاده کرد، وی گزارش کرد که اندازه حلزون کوچکتر منجر به سرعت بیشتر موج مسافر می شود ، که اعتقاد براین است که این بخاطر همان تفاوت های مربوط به جنسیت که قبلا ذکر شد ، می باشد .

نهایتا ، با توجه به سن فرد ، latency قله ها ، فاصله بین قله ای و دامنه ها در ABR ، نشان داده شده است که با سن فرد متفاوت است . latency قله ها و فاصله بین قله ای در نوزادان نسبت به آنچه در بزرگسالان دیده شده بزرگتر است (Cox 1985) .

افراد مسن تر ABRهایی دارند که معمولا در مقایسه با افراد جوان تر با latency بزرگتر و دامنه کوچکتر گزارش می شوند (Schwartz et al 1994) . اگرچه بیشتر افراد مسن کم شنوایی دارند ، واین تفکیک تغییراتی که در نتیجه ی افزایش سن ایجاد می شود از تغییراتی که میتوانند بر اثر کم شنوایی ایجاد شوند را مشکل می سازد .

مورد دیگری که هنوز کاملا شناخته شده نیست این است که سن چقدر بر روی فاصله بین قله ای ABR تاثیر دارد . Rowe 1978 گزارش کرد که فاصله بین قله ای I تا III با افزایش سن افزایش می یابد ، در حالیکه فاصله بین قله ای III تا V بدون تغییر باقی می ماند .

در مقابل Costa et al 1990 متوجه شد که فاصله بین قله ای I تا II و I تا III واقعا با افزایش سن کاهش می یابد . این تناقضات ، می تواند باعث چالش هایی در مورد تفسیر نتایج ABR شود ، به ویژه زمانی که شما latency قله ، وهمچنین فاصله بین قله ای را در نظر می گیرید که اغلب برای تست های site-of-lesion مورد استفاده قرار میگیرند .

متغیرهای محرک :
همانطور که قبلا گفته شد ، ABR به دستکاری هایی در پارامترهای محرک شامل : قطبیت محرک ، اینکه آیا محرک ارائه شده تک گوشی است یا دوگوشی ، طیف محرک و ریت حساس است . ما می خواهیم تاثیرات این فاکتورهای محرک را بر روی ABR در پاراگراف های بعدی بررسی کنیم .

بازدید : 406
يکشنبه 22 تير 1399 زمان : 12:19

توجه اندكي به تاثير افزايش سن بر AMLR شده است.

گزارش تحقيق: AMLR 12 فردجوان (20 تا 40 ساله) با جديدترين سمعك 12 فرد مسن (60 تا 80 سال) مقايسه شد. محرك از نوع كليك انبساطي با نسبت تكرار = sec / محرك 13 در شدت dBSL 60 تا 50 (بالاتر از آستانه شنوايي تك گوشي و دو گوشي) است. تعداد زن و مرد در هر گروه مساوي است. نتيجه: نهفتگي Pa در گروه مسن‌تر، به مقدار (ميانگين) 2.3ms طولاني‌تر از گروه جوان است. تفاوت دامنه Pa جالب تر است.

موج Na در AMLR، مولفه پايدارتري است و ممكن است حتي در غياب Pa نيز مشاهده گردد. دامنه Pa، از نوزادي تا اواخر كودكي بطور ثابت افزايش سمعك پشت گوشي مي يابد، و سپس با همان الگويي كه در مورد ABR ديده مي شود، با افزايش سن، دامنه Pa كاهش پيدا مي كند. يافته هاي AMLR در كودكان كمتر از 8 تا 10 سال بايد با نهايت دقت تفسير شود. علاوه بر تاثير بالقوه سن بر AMLR ساير ويژگي هاي فردي غيرپاتولوژيك را كه ممكن است بر پاسخها موثر باشند بايد در نظر گرفت (مثل وضعيت هوشياري، استفاده از آرام بخش ها و داروها).

Grillon و ديگران در سال 1989 در Journal of Autism and developmental disorders مطالعه ABR و AMLR را در هشت شخص بدون عقب‌ماندگي مبتلا به اوتيسم دوران نوزادي (متوسط سن 23 سال)، هشت شخص مبتلا به اختلال زبان رشدي دركي (متوسط سن 16 سال) و گروه كنترل طبيعي منتشر كردند. تفاوتي بين گروه‌ها براي ABR يا AMLR يافت نشد. مطالعات ديگر ABR در بيماران مبتلا به اوتيسم توسط Gillberg و همكارانش در سال 1983 و Skoff و همكارانش در سال 1980 گزارش شد. تفاوت بين مطالعات ABR در بيماران اوتيسم احتمالاً ناشي از تعاريف متعدد اوتيسم و ويژگي‌هاي شخصي (مثلاً سن، جنسيت) تعداد نسبتاً محدود اشخاص و همكاري نامناسب شخص است. (حداقل بخشي از آن) در جامع‌ترين بررسي ABR در اوتيسم، Rosenhall و همكارانش در سال 2003 اطلاعات را در طي يك دورة 12 ساله از 101 كودك و نوجوان انتخاب شده از بين 153 فرد بر اساس حساسيت شنوايي طبيعي جمع آوري كردند.

Lues (سيفليس):

اين بيماري يك عفونت مزمن است كه توسط ميكروارگانيسم Treponema palidum (يك spirochete) ايجاد مي‌شود. اين بيماري مادرزادي يا اكتسابي است. سيفليس مادرزادي ناشي از عفونت جنين در طي حاملگي است. يافته‌هاي باليني معمول سيفليس عصبي (neurosyhpilis) ]فلج [tabesdorsalis (يك نوع نوروسيفليس)، هذيان، قضاوت ضعيف، عملكرد بد زباني و حركتي، درد در ناحيه تنه، آتروفي بينايي عمده ،Argyll Robertson Pupils در حال حاضر ناشايع هستند. در سيفليس مادرزادي نشانه‌ها در دوران نوزادي شروع مي‌شوند و شديدتر هستند و ممكن است منجر به مرگ كودك شوند.

بيماري :Tay-Sachs

به صورت اتوزومال مغلوب به ارث مي‌رسد و شايع‌ترين بيماري ذخيره‌اي ليپيد در بچه‌ها است. اين بيماري همچنين به عنوان گانگليوزيدوز (بيماري‌هاي ذخيره اي ليزوزومي) دوران نوزادي شناخته شده است. در واقع بيماري Tay-Sachs دو نوع است. نوع نوزاي آن شايع‌تر است.

اطلاعات حاصل از ABR مي‌تواند براي تخمين ميزان آسيب شنوايي انتقالي استفاده شود. حساسيت زمان نهفتگي غير طبيعي موج I درمقابل موج V در كشف OME ، 82 درصد در مقابل 100 درصد بود. ويژگي زمان نهفتگي طبيعي ABR براي موج I در مقابل موج Vدر مورد پيش بيني صحيح عدم وجودOME، 100 درصد در مقابل 25 درصد بود. بنابراين موج I كمتر حساس است (نسبت به تشخيص OME ) اما به طور كلي نشانه بهتري از وجود OME مي‌باشد. موج V تمايل دارد حتي در بچه‌هاي بدون OME به طور غيرطبيعي داراي تاخير باشد. در 5 گوش از 28 گوش (18 درصد) موج I كشف نشد. تغييرپذيري وابسته به سن در موج V در مقابل موج Iبه عنوان توضيحي براي اين يافته در نظر گرفته شد. پيچيده شدن احتمالي اثرات عملكرد بد شنيداري ساقه مغز در بچه‌هاي كم سن و سال تر همراه با اوتيت مديا مي‌تواند در مقابل اعتماد باليني بر موج V بحث شود.

كاهش شنوايي انتقالي سطح صوت رسيده به حلزون را كاهش مي‌دهد.

بيشتر پاتولوژي‌هاي گوش مياني كاهش شنوايي نمايندگي سمعك سونيك شتري در فركانس‌هاي پايين نسبت به فركانس‌هاي بالا ايجاد مي كنند .

منبع:

http://tajvizsamak.monoblog.ir/

بازدید : 333
شنبه 21 تير 1399 زمان : 16:24

کاربرد دیگر بالینی AEPs برای تعیین محل ضایعه است.ABR برای افتراق اختلالات انتقالی ،حسی-عصبی و رتروکوکلئار مفید است (بخش13).در حالی که پروسه تصویر برداری مثل MRI ممکن است سرانجام جایگزین ABR در تشخیص ضایعه سیستم عصبی مرکزی شود (؟)،هزینه جاری MRI ان را جایگزین گران قیمتی برای ارزیابی الکتروفیزیولوژیک در مراحل اولیه رده تشخیصی، میسازد.همچنین در عملکرد شنوایی تغییراتی وجود دارد که نمیتواند یک آسیب قابل شناسایی توسط MRI ایجاد کند، اگر چه بعضی از این آسیب ها ممکن است با MRI functional نشان داده شود. برای مثال ،مطالعات اخیر یک نهاد بالینی به نام نوروپاتی شنوایی را آشکار کرده است (Starretal,1996و Hood,1998). افراد با نوروپاتی شنوایی اغلب ABRغیر نرمال سمعک یا بدون ABR ، فاقد رفلکس اکوستیک، OAEs نرمال اما فاقد مهار دگر سویی OAE و اغلب دارای شناسایی گفتار ضعیف تر از پیش بینی ما از آستانه های شنوایی، دارا هستند. این بیماران در MRI مرسوم فاقد شواهدی از آسیب CNS هستند. تشخیص این بیماران بر پایه الگوی غیرمعمول نتایج اودیولوژیکی شامل OAEsو AEPs است ، نه با پروسه ی تشخیصی تصویر برداری. نوروپاتی شنوایی با جزئیات بیشتر در بخش 13 و 22 بررسی شده است.

یک سوم کاربرد های بالینی AEPs برای پایش حین جراحی است .ECOG و ABR هر دو در مانیتورینگ حین عمل استفاده میشود و در مانیتورینگ حین جراحی حفره خلفی جمجمه معمولا استفاده می شود. برای پایش حین جراحی، شما پاسخ های پایه ای بیمار را به عنوان اساسی برای نظارت بر تغییرات در طول عمل جراحی، استفاده می کنید. میزان کاهش پاسخ ها برای هشدار به جراح که آسیب به سیستم شنوایی در حال انجام است، به جراح فرصت اصلاح روش خود را می دهد. لیست بالا از کاربرد های بالینی AEPs کامل نیست اما رایج ترین کاربرد های امروزه AEPs در شنوایی بالینی را منعکس می کند. امروزه AEPsدر نقشه برداری کاشت حلزون در کودکان مورد استفاده قرار گرفته است این احتمال وجود دارد که P3 (P300) و موج منفی ناهمخوانی (MMN) در تشخیص و اثر بخشی بر درمان این قبیل نهاد های بالینی پیچیده مثل اختلال پردازش شنوایی مرکزی جایگاهی پیدا کنند.

بازدید : 386
يکشنبه 15 تير 1399 زمان : 14:00

ميكروفون ها در يك مدل خطي عمل مي كنند. بنابراين هر زماني كه فشار سيگنال ورودي دو برابر شود (براي مثال)، ولتاژ خروجي هم دو برابر مي شود. رابطه بين اندازه ولتاژ خروجي و اندازه فشار صوتي ورودي، به عنوان حساسيت ميكروفون شناخته مي شوند. ميكروفون هاي سمعك معمولي حساسيتي حدود pascal MV/ 16 دارند كه بدين معني است كه اصوات با dbspl 70 ولتاژي حدود mv 1 توليد مي كنند.

اصول عملكرد: ميكروفون ها مي توانند از چندين نوع متفاوت تكنولوژي کللینیک سمعک تهران صفیر ساخته شوند اما از اوايل دهه 1980، سمعك ها تنها از يك نوع ميكروفون( الكترت) استفاده كردند.

امواج صوتي به داخل راه ورودي وارد مي شوند و به يك طرف صفحه بسيار انعطاف پذير و نازك با يك سطح فلزي مي رسد كه ديافراگم ناميده مي شود.

تغيير فشار موج صوتي باعث مي شود ديافراگم به بالا و پايين حركت كند. (به وسيله يك مقدار بسيار كوچك) يك فضاي هوايي كوچكي، ديافراگم را از يك صفحه فلزي سختي به نام صفحه پشتي، جدا مي كند.

پوشش روي صفحه پشتي، ماده تفلوني نازك به نام الكترت است.

ديافراگم از صفحه پشتي( از طريق مقداري ضربه در صفحه پشتي)، دور نگه داشته مي شود.

صفحه پشتي در داخلش منافذي براي اجازه عبور و حركت هوا به درون آن دارد.

ماده الكترت، نامش را از وسيله اي گرفته كه شارژ الكتريكي دائمي دارد، كه شامل الكترون هاي اضافي بر روي يك طرف آن و كمبود الكترون بر روي طرف ديگرآن است. اين شارژهاي الكتريكي، شارژهاي الكتريكي مخالف بر روي ديافراگم و صفحه پشتي را جذب مي كنند. زمانيكه فشار صوتي به ديافراگم به جهت پايين به سوي الكترت نيرو وارد مي كند، فاصله نزديك تر بين ديافراگم و الكترت، يك شارژ بزرگتر و بيشتري را روي ديافراگم، القاء مي كند. اين شارژ به وسيله ترك صفحه پشتي، و جاري شدن از طريق مدار ورودي يك تقويت كننده كه به ميكروفون متصل است، و پس از آن بر روي ديافراگم، به آنجا مي رسد.

به همين خاطر، ميكروفون، يك موج صوتي را به يك جريان و ولتاژ الكتريكي تبديل مي كند.

بازدید : 464
چهارشنبه 11 تير 1399 زمان : 10:26

جراحی کاشت حلزون دو طرفه به دو صورت انجام می گیرد:

کاشت حلزون شنوایی به طور هم زمان طی یک عمل جراحی:هر دو پروتز به صورت هم زمان کاشت می شود و به صورت هم زمان هم فعال می شود،این امر باعث می شود که مغز شنوایی از طریق کاشت حلزون را از هر دو گوش خود در یک زمان تجربه کند.

دریافت دو پروتز با فاصله زمانی:در این حالت ابتدا در یک گوش پروتز کاشت می شود و بعد از مدتی کاشت در گوش مقابل قیمت سمعک انجام می شود.البته در مورد وقفه زمانی که بین دو جراحی صورت می گیرد همچنان توافق نظر وجود ندارد اما مطالعات نشان داده است فاصله زمانی بین 12-6 ماه باعث عملکرد بهتری در افراد نسبت به فواصل زمانی طولانی تر در دریافت دو پروتز و فعال می گردد.

مسمويت گوش

ظرفيتي از دارو يا عامل شيميايي براي ايجاد آسيب در ساختار يا عملكرد گوش داخلي است . اين تركيب ممكن است بر روي شنوايي ،تعادل يا تركيبي از هر دو تاثير بگذارند.بسياري از عوامل ممكن است باعث ايجاد مسمويت شوند .

اين فصل با بعضي از داروهاي عمومي كه مي توانند باعث كم شنوايي و صدمه به حلزون شوند سرو كار دارد. اين دارو ها شامل آنتي بيوتيك هاي آمينو گليكوزيدي ،دارو هاي ضد سرطان (سيس پلاتين و كربوپلاتين )،ساليسيلات ها ،كوئينين و اريترومايسين ها است .اين تاثيرات بر روي حلزون و بخش دهليزي گوش داخلي در حيوانات مشاهده شد كه شامل پيشنهاد مكانيسم هاي شرح داده شده و مقايسه با فعاليت هاي مشاهده شده در انسان است

آنتي بيوتيك هاي گليكوزيدي

آنتي بيوتيك هاي گليكوزيدي دارو هاي مهمي هستند كه مبارزه با سل و ديگر عفونت هاي باكتريايي را ايجاد مي كنند .اولين دارو ها از اين دسته استرپتومايسين و دي هيدرواسترپتومايسين است .طي نخستين ارزيابي هاي كلينيكي در مورد اين دارو ها كشف شد كه اين دارو ها مي توانند باعث صدمه به كليه و گوش داخلي شوند . از آن پس تعدادي از آمينوگليكوزيد هاي جديد گسترش يافت و دي هيدرواسترپتومايسين ها از فروشگاه ها برداشته شد.

اعضاي ديگر اين گروه از آنتي بيوتيك ها شامل :نئومايسين ،كانامايسين ،جنتامايسين ،توبرامايسين ،آمي كاسين ،نتيليمايسين و سيزومايسين است.

نئومايسين ،آمي كاسين و كانامايسين براي حلزون بيشتر از سيستم تعادلي سميت پايدار دارند.

استرپتومايسين و جنتامايسين تخريب كننده هاي انتخابي براي سيستم دهليزي پديدار شدند گرچه كم شنوايي هم مي تواند اتفاق بيفتد .بيشترين سميت عضو شديد به وسيله ي اين عوامل هدف در كليه ايجاد مي شود . تاثيرات سمي اين عوامل روي كليه و گوش داخلي به اتفاق افتادن در درمان مزمن گرايش دارد.

مسمويت گوش فقط روز ها يا هفته ها بعد از درمان گرايش به ظاهر شدن دارد . وقوع سراسري سمي شدن حلزون به وسيله آمينوگليكوزيد به ميزان 20% تخمين زده شده در حالي كه مسموميت دهليزي ممكن است در 15% بيماران درمان شده اتفاق بيفتد

تعداد صفحات : 3

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 97
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 110
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 55
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 167
  • بازدید ماه : 167
  • بازدید سال : 406
  • بازدید کلی : 1986798
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی